مرکز مطالعاتی، علمی و پژوهشی غرب و شرق آسیا
English | فارسی

قره باغ؛ عرصه یك درگیری دوسطحی

0

آسیای ما-  قره باغ طی روزهای اخیر صحنه درگیری هایی است كه در سال های پس از آتش بسِ دهه ۹۰ میلادی كم سابقه بوده است؛ درگیری هایی كه افزون بر ارمنستان و جمهوری آذربایجان، به نوعی روسیه و تركیه را بار دیگر در برابر هم قرار داده است.

قره باغِ كوهستانی (قره باغ- ناگورنو) پس از چند سال آرامش نسبی طی چهار روز گذشته شاهد درگیری نظامی ارمنستان و جمهوری آذربایجان بوده است. به نقل از بخش خبری تحلیلی ایرنا، در این درگیری ها كه از واپسین روز هفته گذشته آغاز شد ۲ طرف با تانك، هلی‌ كوپتر و توپخانه مواضع یكدیگر را هدف قرار دادند كه در پی این آتشباری ها تاكنون بیش از ۳۰ تن كشته شده اند. ۲ سال پیش نیز در پی سرنگونی یك هلی كوپتر ارمنی با شلیك نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان، موجی از نگرانی ها در ارتباط با از سرگیری درگیری های نظامی میان ۲ همسایه قفقازی در منطقه قره باغ شكل گرفت اما با میانجی گری های منطقه ای و بین المللی این بحران در نطفه خاموش شد.

منطقه قره باغ كوهستانی بخشی از خاك جمهوری آذربایجان است كه زیر تسلط ارمنیان ساكن این منطقه قرار دارد. جمهوری خودخوانده قره‌ باغ كه پس از پایان جنگ جدایی ‌طلبانه در سال ۱۹۹۴ میلادی تثبیت شد، به دست حكومت محلی این منطقه و با پشتیبانی نظامی و مالی جمهوری ارمنستان اداره می ‌شود. مناقشه بر سر قره باغ به سال های روی كار آمدن رژیم كمونیستی در روسیه و ایجاد جمهوری سوسیالیستی یا همان اتحاد جماهیر شوروی باز می گردد كه مناطق واقع در آسیای مركزی و قفقاز جنوبی به صورت كامل زیر نگین مسكو قرار گرفت. منطقه قره باغ نیز در این میان و در قالب قفقاز جنوبی در جمهوری سوسیالیستی شوروی هضم شد اما مناقشه بر سر این منطقه هیچ گاه خاموش نماند.

پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری های پانزده گانه آن، زخم این مناقشه بار دیگر سر باز كرد و به بحرانی جدی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان تبدیل شد. ارمنستان و جمهوری آذربایجان به دنبال فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ بر سر منطقه قره باغ درگیر شدند. در این میان، قره باغ كوهستانی اعلام استقلال كرد اما این استقلال مورد پذیرش بین المللی قرار نگرفت و نتیجه آن درگیری شدید نظامی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان بود؛ درگیری هایی كه نتیجه آن كشته شدن نزدیك به ۳۰ هزار نفر و آوارگی هزاران نفر دیگر بود.

این درگیری ها با مداخله های بین المللی و شكل گیری توافق آتش بسِ «بیشكك» در ماه می ۱۹۹۴ (خردادماه ۱۳۷۳) فرونشست؛ آتش بسی كه با وجود نقض مكرر از سوی هر ۲ طرف تاكنون پابرجا باقی مانده است. لرزان بودن آتش بس و قرار گرفتن ارمنستان و جمهوری آذربایجان در متن رقابت های منطقه ای در قفقاز جنوبی به ویژه میان روسیه و تركیه موجب شده است هر از گاهی به بهانه های گوناگون درگیری های مقطعی میان ۲ همسایه قفقازی شكل بگیرد و آتش بس نقض شود.

بخش مهمی از دلایلِ از سرگیری درگیری های اخیر میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر منطقه قره باغ نیز باید در قالب این رقابت های منطقه ای مورد تحلیل قرار گیرد. این مساله به ویژه با توجه به تنش های اخیر در روابط مسكو و آنكارا بر سر بحران سوریه به ویژه پس از سرنگونی جنگنده روسی به دست ترك ها بیشتر جلب توجه می كند. در این پیوند باید گفت، روسیه از نخستین سال های فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری های پانزده گانه، تلاش كرده است این جمهوری ها را در قالب سیاست «خارج نزدیك» در مدار سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود نگاه دارد. به همین دلیل بود كه روسیه همراه با این ۱۵ جمهوری در قالب كشورهای مستقل همسود، «اتحادیه اقتصادی اوراسیا» و سازمان «پیمان امنیت جمعی» را تشكیل داد.

آن چه در نخستین سال های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای روسیه اهمیت بسیار داشت، نفوذ دوباره بر این جمهوری ها و جلوگیری از افتادن آن ها به دامان غرب بود. غرب نیز در قالب سیاست گسترش ناتو به شرق تمام تلاش خود را برای عضویت این جمهوری ها در سازمان ناتو به كار برد. از جمله جمهوری هایی كه از همان آغاز استقلالِ خود به سمت غرب گرایش پیدا كرد، جمهوری آذربایجان بود. تلاش های روسیه برای جلوگیری از پیوستن جمهوری آذربایجان به دامان غرب موفقیتی به دنبال نداشت. به همین دلیل، روسیه سیاست فشار بر باكو را در پیش گرفت.

یكی از مهم ترین ابزارهای مسكو برای فشار بر باكو، استفاده از مناقشه جمهوری آذربایجان با ارمنستان بر سر منطقه قره باغ كوهستانی بود. به همین دلیل بود كه از نخستین روزهای شكل گیری بحران قره باغ، روسیه جانب ارمنستان را گرفت و در سال های پس از آتش بس نیز همواره با پشتیبانی های سیاسی و نظامی از ارمنستان در مسایل گوناگون بر جمهوری آذربایجان فشار وارد كرده است. این در حالی است كه تركیه در سال های پس از فروپاشی شوروی نوعی سیاست پان تركیستی را در مناطق ترك نشین قفقاز و آسیای میانه در پیش گرفت.

همین مساله در كنار روابط نزدیك آنكارا و غرب موجب رقابت پیدا و پنهان تركیه با روسیه در قفقاز جنوبی و نزدیكی بیش از پیش تركیه و جمهوری آذربایجان شد. این امر در كنار اختلاف تاریخی تركیه با ارمنستان بر سر مساله نسل كشی ارامنه در دوره امپراتوری عثمانی، موجب شكل گیری نوعی رقابت میان تركیه و روسیه در مساله قره باغ شده است. با چنین پیشینه ای، آن چه در شرایط كنونی نقش مسكو و آنكارا را در بحران قره باغ پر رنگ تر می سازد تیرگی روابط تركیه و روسیه بر سر سوریه است. از زمان سرنگونی جنگنده روسی، مسكو سیاست افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی بر آنكارا را در پیش گرفته است.

شماری از ناظران می گویند یكی از ابزارهایی كه روسیه تلاش كرده است از آن به عنوان اهرم فشار بر تركیه بهره جوید، استفاده از بحران قره باغ كوهستانی است. از این منظر، روسیه تلاش دارد بخشی از توان سیاسی تركیه را در این منطقه درگیر كند و مانع از تحرك بیشتر آنكارا در مساله سوریه شود، به ویژه كه تركیه بیش از هر زمان دیگری در مساله سوریه در تنگنا قرار گرفته است. این در حالی است كه روسیه می تواند این هشدار را نیز به جمهوری آذربایجان بدهد كه دوری از مسكو و نزدیكی به غرب هزینه های سیاسی- امنیتی بسیاری برای جمهوری آذربایجان به دنبال دارد.

در برابر، با نزدیكی به روسیه نه تنها از بار این هزینه ها كاسته می شود، بلكه مزایای بسیاری نیز نصیب باكو خواهد شد. از سوی دیگر به نظر نمی رسد تركیه نیز قصد پا پس كشیدن از رقابت با مسكو در سوریه یا قفقاز را داشته باشد و دست كم در سیاست های اعلانی آنكارا در حمایت از رهبران باكو یا معارضان دولت دمشق نشانی از عقب گرد دیده نمی شود؛ مساله ای كه می تواند به عنوان متغیری مهم در ادامه تنش های دوسطحی قره باغ –بین ۲ كشور درگیر و نیز مسكو و آنكارا- تاثیرگذار باشد.

درباره نویسنده

ندا ذوقی

ندا ذوقی

ندا ذوقی متولد 1354 تهران و دانشجوی دکترا هنر اسلامی در دانشگاه مالایا مالزی و کارشناس ارشد هنرهای تجسمی است. وی همچنین عضو انجمن نگارگران ایران، انجمن هنرهای تجسمی ایران و انجمن صنفی خوشنویسان ایران است.

سیستم پاسخ بسته شده است.